سخنی کوتاه از گابریل مارسل (1973-1889) در باب فضیلت سخاوت
«دِهِش شکفتن است، شکفتنِ خویشتن. به هوش باشیم اما این را مادّی تعبیر نکنیم، توگوییکه تمام چیزی از ظرفی برون تراویده. جانِ ارمغانْ سخاوتش است و سخاوتْ آشکارا یک فضیلت است. فضیلتی که بهدقت باید از افراط متمایز گردد. سخاوتْ نوری است که سُرورش در نوربخشیدن است، در نوربودن است. آیا این تعریف دقیقی از سخاوت نیست؟
... سرشتِ خاص نور روشنیبخشی است، روشنیبخشی برای دیگری. نور ورای تمایز برای من و برای دیگری است. شاید حتی بگوییم چنین تمایزی در نور راه ندارد. سُرور نور نوربودن است، شوق نور تنها همواره بیش از پیش نوربودن است. پس نور خویش را روشنیبخش میشناسد و این معرفت تضعیف و تضییع خویشتن نیست، بلکه یاری میکند قوّت نور افزون گردد. نور، همچون آتش، خویشتن را تغذیه میکند». [1]
[1] Marcel, Gabriel, 1965, The Mystery of Being: Faith & reality, Regnery,p 133.
کلمات کلیدی: گابریل مارسل، فلسفه اخلاق، فضیلت